شانکر فوموپسیسی انجیر

این بیماری که به عنوان شانکر انجیر هم شناخته می­ شود تمام ارقام انجیر خوراکی را در کالیفرنیا تحت تاثیر قرار می دهد و به عنوان خطرناک ­ترین بیماری انجیر شناخته شده است. هرس سنگین درختان انجیر در این ایالت مهم­ترین عامل گسترش و اپیدمی این بیماری محسوب می ­شود (Ferguson et al., 1990). این بیماری اولین بار از ایران توسط بنی­ هاشمی و جوادی گزارش شده است (Banihashemi and Javadi, 2009). همچنین در ایران در انجیرستان­ های استان­ های مختلف مخصوصاً در استان فارس که دارای بزرگترین مجموعه­ ی کشت دیم انجیر خوراکی در ایران و جهان است شناخته شده است. این بیماری بعد از خشکی و کنه تارتن انجیر از مهم­ترین عوامل محدود­کننده­ ی کشت و صادرات انجیر در استان فارس محسوب می شود. این بیماری برای اولین بار در سال 1876 از ایتالیا گزارش شد (Ogawa and English, 1991).  این بیماری همچنین در جنوب فرانسه، انگلیس، شمال و جنوب آفریقا، برزیل و رقم کادوتا در ایالات متحد آمریکا شناسایی شده است.

علائم بیماری

ظهور نواحی بافت مرده و فرورفته در پوست و چوب درخت که از محل صدمات و زخم­ های هرس شروع می شود مهم ترین علائم این بیماری محسوب می شود (English, 1951) . شناسایی این بیماری در سال اول آلودگی زیرا نواحی رنگ پریده ای در پوست بیرونی درخت دیده می شود. پوست در قسمت های قدیمی تر شانکر به مرور زمان سفید و ترک خورده و فرورفته می شود. مهم­ترین راه شناسایی این بیماری شامل تشکیل حلقه های  متمایز روی درخت از محل آلودگی  است که نشان دهنده ی پیشروی سالیانه بیمارگر روی تنه درخت است (English 1960). (رجوع شود به شکل مربوط).شکل شانکرها به دلیل سرعت بیشتر پیشرفت طولی زخم­ها نسبت به گسترش عرضی به شکل بیضوی تغییر پیدا می­ کند. این زخم­ ها در نهایت دور تا دور تنه یا شاخه را فرا گرفته و منجر به خشک شدن سرشاخه ها و زرد شدن برگ می ­شود. همچنین میوه­ ها خشک شده و تیره شده به صورت آویزان روی شاخه­ های خشک شده  می ­شوند. چناچه شاخه­ ی جدیدی در کنار شاخه خشک شده رشد کنند به صورت رشدنیافته و کوتوله باقی خواهند ماند (Grove, 1935).

گسترش بیماری

عامل ایجاد این بیماری قارچ  Phomopsis cinerascens Trav است که در اندامی به نام پیکنیدیوم تولید کنیدهای آلفا و بتا می کند (Grove, 1935) این بیمارگر یک مهاجم زخم است و قادر به حمله به بافت های سالم و بدون آسیب نیست. بیمارگر به صورت میسیلیوم در شانکرهای روی درخت یا در شاخه های آلوده رها شده در باغ زمستان گذرانی می کند (Hansen, 1949a). وجود رطوبت یک عامل کلیدی در تولید پیکنیدیوم است اسپورهای تشکیل شده در ترشحات پیکنیدیوم با باران پخش می ­شوند. اما ابزار هرس درختان مهم­ترین نقش را در انتقال بیماری از درختان بیمار به درختان سالم دارد. مهم­ترین راه ورود بیمارگر زخم ناشی از عملیات هرس است سایر راه­های ورود بیمارگر شامل زخم ناشی از صدمات مکانیکی آفتاب سوختگی و محل انشعاب شاخه­ هاست. انجام آزمون بیماریزایی نشان داده است که درختان انجیر از فروردین ماه تا پایان فصل رشد نسبت به این بیماری ایمنی دارند اما از آبان ماه تا اواخر بهمن ماه دارای بیشترین حساسیت نسبت به این بیماری هستند (English, 1951; English,1952a).

مدیریت بیماری

 به دلیل اهمیت بسیار زیاد زخم­ ها به عنوان مهم­ترین راه ورود بیمارگر، پیشنهاد می شود که هرس دیرهنگام در فصل خواب درختان از اواخر اسفند تا اوایل فروردین انجام شود. اگرچه این هرس دیرهنگام ممکن است منجر به تاخیر در رسیدگی میوه شود، اما به طور معنی داری باعث کاهش وقوع و شدت بیماری می شود (English, 1952b; English, 1958; Banihashemi and Javadi, 2009).  از بین بردن شاخه­ های آلوده و شانکرها یا زخم­های کوچک در اواخر فصل خواب درختان منجر به کاهش منبع زادمایه ­های بیمارگر می­ شود. درختانی که تعداد قابل توجهی شانکر بزرگ روی شاخه ها دارند باید دقیقاً از بالای سطح زمین قطع شوند تا درختان جدیدی از تنه های باقی مانده ایجاد شوند (Hansen, 1949b; English, 1952a). ابزارهای هرس به عنوان اصلی ترین روش انتقال بیماری از یک درخت به درخت دیگر گزارش شده است. بنابراین ، سترون­سازی این ابزارها با  هیپوکلریت سدیم 5/5 درصد رقیق شده در آب مقطر (1: 9) به طور قابل توجهی از پراکندگی بیماری جلوگیری می کند (Pilgrim, 1959; Banihashemi and Javadi, 2009). علاوه بر این شاخه های آلوده یا  هرس شده  باید سریع از باغ حذف و سوزانده شوند. محلول پاشی درختان  24 تا 48 ساعت پس از هرس در ارقام کادوتا در کالیفرنیا تا حدودی باعث کنترل بیمارگر شده است (English, 1953; Gilmer, 1957).

تالیف و گردآوری: زینب بلبلی، دانشجوی دکتری بیماری شناسی گیاهی، دانشگاه شیراز z.bolboli@shirazu.ac.ir